بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
597
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
مجمع البيان گفته « و روى ذلك عن ابى جعفر الباقر عليه السّلام و عن أبى عبد اللَّه الصادق عليه السّلام و فى كتاب الخصال عن أبى جعفر عليه السّلام تعالى جد ربنا انما هو شىء قاله الجن بجهالة فحكى اللَّه عنهم » و در تفاسير مشهوره مذكور است كه جد بمعنى عظمت است اى : تعالى عظمة ربنا يعنى تصديق نموديم بر اينكه منزهست عظمت پروردگار ما از جهات نقص و از صفات امكان و فخر رازى گفته كه به اعتقاد من مراد از جد اصل است و تقدير كلام چنين است كه « تعالى اصل ربنا و حقيقته عن النقايص و الاحتياج بالغير » مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً فرا نگرفته پروردگار ما براى خود هيچ زنى و نه هيچ فرزندى را وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً و تصديق كرديم به اينكه شأن اينست كه بود كه ميگفت جاهل و نادان ما بر خداى تعالى سخن دروغ و ناحق كه آن اثبات شريكست براى خداى وحدانى الذات و اثبات زن و فرزند است براى خداى معرّى از جميع نقايص و مراد از سفيه يكى از مردهء جن خواهد بود مانند ابليس و غير او وَ أَنَّا ظَنَنَّا و تصديق كرديم به اين كه بدرستى كه ما گمان كرديم گمان باطل قبل از استماع قرآن أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً اينكه نميگويند آدميان و جنيان بر خداى تعالى دروغى را در اثبات شريك و اثبات زن و فرزند اما چون استماع قرآن كرديم و بشرف ملازمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله رسيديم دانستيم كه ايشان بر خداى تعالى دروغ بستهاند وَ أَنَّهُ كانَ و تصديق كرديم به اينكه شأن اينست كه بودند رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ مردمانى از آدميان كه يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ پناه ميگرفتند بمردمانى از ايشان فَزادُوهُمْ رَهَقاً پس زياده ميكردند جنيان براى آدميان بسبب اين پناه گرفتن خسران و گناه را زيرا كه ازين استعاذه جنيان ميگفتند كه بزرگى ما بمرتبهايست كه آدميان بما پناه ميجويند و ما سيد ايشانيم و بدينجهت در اضلال مردم ميكوشيدند و حاصل كلام اينست كه ما بعد از شرف ملازمت رسول عربى صلوات اللَّه عليه و آله و استماع قرآن تصديق كرديم كه پناه بجنيان بردن